فیروزه

 
 

دریا دلی‌های مرا…

۱
خواهم گذشت از شعر یک صحرا اگر باشد
دستم اگر همراه و طبعم پا اگر باشد

خار مغیلان را به جان خواهم خرید اما
آن سوی صحرای جنون لیلا اگر باشد

دل را به دریا می‌زنم آن‌وقت خواهی دید
دریادلی‌های مرا دریا اگر باشد

از خویش می‌خواهم که طرحی نو دراندازم
با من کمی از همت نیما اگر باشد

شعر دری را هر کجا آوازه خواهم داد
در کنج ذهن شاعرانش جا اگر باشد

هر کس به حقش می‌رسد در ماجرای من
یک ایل خاطرخواه یک سارا اگر باشد

از تهمت هم‌خوابگی با عشق می‌ترسم
حتی جنین شعر من عیسی اگر باشد

این عشق، عشق در به در، خواهد گذشت از من
یک در میان این همه در وا اگر باشد

دنبال چیزی ماورای شعر می‌گردم
پایین که چیزی نیست آن بالا اگر باشد

ادامه…