فیروزه

 
 

پیش از طلوع

هر چه بیشتر به نوشتن کتاب‌هایی به‌غایت شگفت‌انگیز مشتاق باشم و بخواهم آن را عملی کنم، باید اندرز «جویس» را هر روز دنبال کنم: سکوت، خلوت و تفکر. و این یعنی که باید هر روز پیش از طلوع آفتاب سر میزم حاضر شوم، و هر روز مانند آدم بیچاره‌ای باشم که در برابر اوراقی اسرارآمیز قرار می‌گیرد و همین که روبه‌روی صفحه‌ای تذهیب شده می‌نشیند مشعلی از لباس ژنده‌اش روشن می‌کند و در تمام مدت می‌داند این عشق او به زبان، ژرف‌ترین و همواره شگفت‌انگیزترین چیزی است که او می‌شناسد. ادامه…