فیروزه

 
 

بر کرانهٔ هیچ

از جنوب آغاز شده این رود / جاری ……

خمپاره‌هایش را می‌توان شمارش کرد

انگشت کم می‌آوری / کسی به تو قرض نمی‌دهد؟

و این همه موی ریخته گواه شده است

از جنوب آغاز شده! ادامه…