فیروزه

 
 

آینه‌ای پیش روی خداداد خان

خانم مینا کواشی
«خداداد خان» داستان کوتاه رئالیستی‌ای است با نثری ساده و موجز، فارغ از صناعات ادبی که معانی قابل تأمل و چالش برانگیز بسیاری را می‌توان از دل آن بیرون کشید، معانی‌ای که درک و استنباط آن‌ها بر عهده خواننده و منوط به آگاهی از رخدادهای تاریخی، اجتماعی و فرهنگیِ ایرانِ دهه‌ بیست است.

آل‌احمد به تاسی از دنیای واقعی و تجربه خود در پیوستن به حزب توده در سال ۱۳۲۳ و کناره‌گیری از آن سه سال بعد و نیز همکاری با نشریه‌ی ارگان حزب، فضـای داستانی‌اش را خلق می‌کند و آن را دستاویزی قرار می‌دهد تا پیامش را منتقل کند. آن چه در این داستان اهمیت می‌یابد نقد موضوعی آن است. سیمین دانشور در اینباره می‌نویسد: «جلال خیلی شبیه نوشته‌هایش است… اگر کوشش دارد خانه‌ ظلم را ویران کند، اگر نوشته‌هایش میان سیاست و ادب، ایمان و کفر، اعتقاد مطلق و بی‌اعتقادی در جدال است، در زندگی روزمره نیز همین‌طور است.» ادامه…