فیروزه

 
 

بازسازی تاریخی به طعم رمان

«بیلی باتگیت» نوشته «ای. ال. دکتروف»

«بیلی باتگیت» رمانی است برای همه سلیقه ها. هر ذوق و سلیقه ای که داشته باشید بی شک چند جمله از کتاب یادگاری می‌شود برای همیشه در خاطر شما: «به من می‌گفت کسبِ جنایت مثل هر کسب دیگری باید صاحبش مدام بالای سرش باشد تا ا مورش بگردد، چون که هیچ کس مثل صاحب کار دلش برای کار نسوخته، وظیفه اوست که جریان سود را برقرار کند، همه افراد را روی پنجه پاشان نگه دارد.»

در این کتاب مجموعه ای از جملات ناب و دست اول را کنار هم می‌بینید و رمانی را که به بازسازی تاریخ پرداخته می‌خوانید. ادامه…


 

دنیای نازیبای بِن

نگاهی به رمان «فرزند پنجم» نوشتهٔ «دوریس لسینگ»

محافظه‌کار، دِمُده، اگر نگوییم اُمّل؛ خجالتی، نچسب و صفات نامهربانانه‌ای که نهایت ندارد، خصوصیات مشترک هریت و دیوید از نگاه دیگران است. با این همه اشتراک طبیعی است که در اولین ملاقاتشان در یک مهمانی خیلی زود دریابند که آن‌ها را برای هم ساخته‌اند پس بی‌معطلی باید شروع کنند. ساختمانی ویکتوریایی را برای زندگی انتخاب می‌کنند و برخلاف تصمیم اولیه زود بچه‌دار می‌شوند و لجوجانه به آوردن بچه‌های بیشتر ادامه می‌دهند. تقریباً همه چیز مطابق میلشان پیش می‌رود جز یک چیز. چیزی که از ارادهٔ آن‌ها خارج است: فرزند پنجم. ادامه…


 

همهٔ وسوسه‌های یک کشیش

نگاهی به داستان بلند «وسوسه» نوشتهٔ «گراتزیا دلددا»

وسوسه، حکایت یک کشیش جوان است که به همراه مادرش به یک دهکده نفرین شده رفته است. جایی که ده سال قبل از او کشیشی داشته که پس از مدت‌ها پارسایی و پاکی روحش را به شیطان می‌فروشد و تبدیل به یک ابلیس مخوف می‌شود آن‌گونه که هنوز روح او در اطراف دهکده پرسه می‌زند. تا سال‌ها هیچ کشیش جرأت نمی‌کرده است به این دهکده بیاید و حالا ترس مادر پائولو از این است که پسرش به عاقبت کشیش قبلی دچار شود چرا که متوجه شده است پائولو شبانه به خانه‌ای قدیمی می‌رود که در آن یک زن تندرست جوان تنها زندگی می‌کند. ادامه…


 

دیگر می‌توانم بمیرم

نگاهی به کتاب «آقای پروست»، مصاحبهٔ ژرژ بلمون با سلست آلباره

در میانه‌های جلد دوم در «جستجوی زمان از دست رفته»، کتاب «آقای پروست» را ملاقات کردم. مدهوش بودم. متحیر بودم. آّشفته و سرگردان بودم و هر چیزی را که به پروست مربوط می‌شد، با اشتها می‌بلعیدم. نمی‌دانستم این پروست دیگر از چه قماشی است. هر چه پیش‌تر می‌رفتم، عطش بیشتری برای دانستن از پروست و در جستجو… پیدا می‌کردم. اما تمام کتاب‌های موجود، به نوعی پس از خواندن تمام هفت جلد به کار می‌آمدند. راهنماهایی بودند که پس از بازدید مفصل و تأمل‌برانگیز از هفت طبقهٔ «کلیسای زمان» پروست، به کار می‌آمدند. حقیقت این بود که این راهنماها، برای من، در حکم صحبت از پدیده‌هایی ناشناخته بودند و من هنوز، تمام هفت جلد را نخوانده بودم. جلد دوم، یعنی کتاب «در سایهٔ دوشیزگان شکوفا» بالاخره به پایان رسید و «آقای پروست»، همچنان در قفسهٔ کتاب‌هایم جا خوش کرده بود و حرکاتم را می‌پایید. راستش، نتوانستم پیشتر بروم. جلد دوم را که بستم، دراز کشیدم و چشم‌هایم را بستم و به بنای نیمه‌کاره اما سترگ و شگرف پروست فکر کردم. درست مثل بناهای باستانی به نظر می‌رسید. خسته و کهنه از گذر زمان اما سرشار از رمز و راز. حقیقت آن است که خواندن کتاب‌های پروست کار سختی است. نه این‌که متن گیرا و نفس‌گیر نباشد. نه این‌که نتوان خواندش. در واقع نمی‌شود به راحتی از روی کلمات گذشت، جمله‌ها را نادیده گرفت و صفحات را چشمی و سرسری خواند. برای من درست مثل خواندن «خاطرات سیلویا» پلات بود؛ سطر سطر کتاب پر بود از لحظاتی ناب و سرشار از ناگفتنی‌ها و احساسات بکر و موقعیت‌های بدیع و تفکربرانگیز. بالاخره تصمیمم را گرفتم. برخاستم و جلد سوم را از توی کتابخانه برداشتم. چند صفحه‌ای خواندم اما ذهنم در دو جلد قبلی جا مانده بود و احساس می‌کردم هیچ‌چیز نفهمیده‌ام. کتاب را کنار گذاشتم. «آقای پروست» با لبخندی معنی‌دار، انگار در سکوت همیشگی‌اش و از توی رختخواب مشهورش، دوباره مرا به خود می‌خواند؛ بالاخره مجبورم کرد و کتاب، با جلد زیبا و چاپ خوب و نفیسش و با عکس کوچکی از آقای پروست روی جلد، در دستانم بود. ادامه…


 

هم‌زیستی با دبیره‌ی عربی

زبان پارسی هزار سال است که با دبیره‌ی عربی نوشته می‌شود؛ به بیان دقیق‌تر دبیره‌ی پارسی هم‌آن دبیره‌ی عربی است که برای استفاده‌ی پارسیان مقادیری ویراسته شده است. این البته واقعیتی ساده در زبان ما است و در عین حال سهم‌ناک‌ترین اتفاق زبانی که با آن مواجه هستیم.

زبان عربی هر چند یکی از وسیع‌ترین پی‌وستارهای واج‌مانی در میان زبان‌ها را دارد، اما دست کم فاقد واج‌های پ، چ، ژ و گ پارسی است و پارسی‌نویسان با دست‌کاری نشانه‌های ب، ج، ز و ک عربی نشانه‌هایی را برای این واج‌ها دست‌وپا کرده‌اند.

نیز، دبیره‌ی پارسی فاقد الف کوتاه و تای گرد است و این نشانه‌های عربی را به صورت ا، ه و ت بازمی‌نویسد؛ جز آن که عبارات عربی را عیناً در متن پارسی آورده باشیم که ناگزیر به اسلوب نگارش هم‌آن زبان پای‌بند خواهیم بود؛ این گونه بسم الله الرحمن الرحیم، بسمه تعالی، رحمة الله علیه و مسجدالاقصی را هم‌آن گونه می‌نویسیم که عربان می‌نویسند، اما موسا و حتا و نظاره و مراقبت را به اسلوب پارسی برگردانده‌ییم. ادامه…


 

واکاوی دوران سالخوردگی آدمی

دربارهٔ رمان «سال‌ها» نوشتهٔ «ویرجینیا ولف»

ویرجینیا ولف از کودکی گرفتار زندگی سخت، افسردگی و البته جنون نوشتن بود. تمام زندگی‌اش در خواندن، نوشتن، دوستان، تلاش برای خودکشی و مبارزه با بیماری گذشت. سر آخر هم در ۵۹ سالگی واپسین تقلایش برای خودکشی کامیاب شد و خودش را در رودخانه غرق کرد.

ویرجینیا ولف مقتدرانه داستان می‌نویسد و سبک خودش را دارد. در میان داستان‌هایش سال‌ها هم کتابی خواندنی است، هرچند شاهکار او نیست. اما واقعاً کدام کتاب شاهکار اوست؟ پاسخ دادن به این پرسش سخت خواهد بود. ادامه…


 

روایت تردید

دربارهٔ «یعقوب کذاب» نوشتهٔ «یورک بکر»

«یعقوب کذاب» رمان شک است، رمان سردرگمی. از آغاز تا پایان راوی مدام ما را با سؤال‌هایی درگیر می‌کند که هیچ‌کس جوابی برای آن‌ها ندارد؛ هیچ‌کس حتی خود راوی. روای کسی است که خود با یعقوب، شخصیت اول داستان، در یک گتو بوده است. یعقوب بعدها ماجرایی را برای راوی می‌گوید و او حالا دارد آن را بازگو می‌کند البته به شیوهٔ خودش!: «این منم که داستان را بازگو می‌کنم نه او. یعقوب مرده است. گذشته از این قصد ندارم داستان او را بازسازی کنم. آنچه از زبان من می‌شنوید داستان دیگری‌ است. یعقوب با من سخن گفت و من با شما سخن می‌گویم. من می‌خواهم از او یک قهرمان بسازم، یعقوب در هر آنچه می‌گفت ترس خود را به میان می‌کشید اما من می‌خواهم از شجاعت او بگویم.»

اما راوی به نظر خودش آن قدرها هم قصه‌گو نیست. یعنی نمی‌تواند سؤال‌های خود را، سؤال‌هایی که قطعاً سؤال خوانندگان هم هست، پشت داستان پنهان کند. او بارها و بارها می‌گوید: «ممکن است این طور نبوده باشد»، یا «حتماً همین طور بوده است؟» و با همین تأکیدهاست که دوباره یادمان می‌اندازد داستان داستانی‌ است که او دوست دارد بگوید. ادامه…


 

همهٔ ما با سرنوشت شطرنج‌ بازی می‌کنیم

دربارهٔ «یک مهمانی یک رقص و داستان‌های دیگر» نوشتهٔ «ایزاک باشویس سینگر»

سینگر یکی از نویسندگان نوبل‌گرفته و درجهٔ یک است. از قضا در کار خود بومی هم هست و به زبان ییدیش می‌اندیشد و می‌نویسد. داستان‌های او اصالت فطری دارند. اگر بتوان این اصطلاح را به کار برد. قصه‌گویی و موجزگویی و در عین حال وعظ و پندنامه‌نویسی، ویژگی‌های ثابت داستان‌های اویند.

سینگر از کهنسالی حرف می‌زند و از زبان پیری سالخورد و در پاسخ به سؤالی از حال و احوالش می‌گوید:‌«در سن من می‌خواهی چطور باشی؟ هر روز یک موهبت است»(ص ۱۸).

او برای آدم‌ها دو شخصیت تصور می‌کند: مردها و زن‌ها. تقسیم شخصیتی آدم‌ها بر مبنای جنیست‌ در بیشتر قصه‌های سینگر دیده می‌شود:‌«عذر و بهانه لازم نیست. مرد مرد است دیگر»(ص ۲۲).

سرشت آدمی تنهایی گریز است: «برای من تنها غذا خوردن از تنها خوابیدن هم بدتر است»(ص ۲۳). ادامه…


 

قلندری در جمع اسکی‌بازان بی‌خاصیت انگل اجتماع

دربارهٔ «خداحافظ گاری کوپر»‌ نوشتهٔ «رومن گاری»

رومن گاری نویسندهٔ فرانسوی، اما به دنیا آمده در روسیه، از آن دست نویسنده‌هایی است که وقتی آدم کشفشان می‌کند، گویا به بخت کشف کهکشانی در دل دریای تاریک آسمان‌ها نائل شده است. او نویسنده‌ای است چنان که باید و شاید:‌ مثل کس دیگر نیست. فقط به خودش می‌ماند. این نکتهٔ‌ کمی نیست که دربارهٔ نویسنده‌ای بتوان گفت. او در وقت خود آدم مهمی هم بوده و مناصبی هم داشته است. اما آنچه او را مهم می‌کند کتاب‌های اوست. یکی از بهترین آن‌ها کتاب «خداحافظ گاری کوپر» ‌است.

شخصیت اصلی کتاب جوانی به نام لنی است که به دلیل فرار از شرکت در جنگ ویتنام به کوهستان پناه برده است و آنجا در جمع اسکی‌بازان بی‌خاصیتی که به نوعی انگل اجتماع‌اند زندگی می‌کند. اما بعد عاشق می‌شود. لنی شخصیتی آنارشیست، نیهیلیست، فیلسوف، درویش‌مآب، قلندر و سرخورده دارد. اما با این حال، این عشق تازه، چنان که باید، تولد دوبارهٔ‌ لنی است. کتاب لحنی شبیه «ناتور دشت» ‌سلینجر دارد و مثل آن خواندنی و فراموش‌نشدنی است. ادامه…


 

ویران نوشتن

دربارهٔ «اتوبوس پیر و داستان‌های دیگر:‌ ریچارد براتیگان»

براتیگان نویسندهٔ آمریکایی با رمان «صید قزل‌آلا در آمریکا» به نوعی نماد ادبیات پست‌مدرن به شمار می‌آید. داستان‌های کوتاه او هم فوق‌العاده‌اند. توان مثال‌زدنی براتیگان در تشبیه و استعاره است. وقتی نوشته‌های او را می‌خوانیم، گاه گمان می‌کنیم به تماشای یک تابلوی نقاشی مشغولیم. راز بزرگ داستان‌های او تصویر‌سازی است. او با کلمات نقاشی می‌کند.

زبان او دقیق، پرتوان و با این حال ساده است. همین است که مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه او به عنوان متن آموزشی زبان انگلیسی در ژاپن چاپ شد. در ۱۹۸۴ یک بطری مشروب و یک تفنگ کالیبر ۴۴ کنار جسد براتیگان پیدا کردند. ادامه…