فیروزه

 
 

توصیف ظاهر

آگهی تعقیبی که به دیوار ادارهٔ پلیس نصب شده، یک مقصود مشخص را دنبال می‌کند که همان شناسایی یک جنایتکار تحت تعقیب است. چنین آگهی‌ای معمولاً از یک عکس به علاوه چند جمله شامل توصیف جزئیات چهره (نام، جنسیت، رنگ مو، رنگ چشم، سن، وزن، قد) تشکیل می‌شود.

شما هم این کار را در دفترچه یادداشت خود انجام دهید. یکی از دوستان یا بستگانتان را انتخاب کنید و فرض کنید می‌خواهید برای او یک آگهی تعقیب بنویسید. آگهی شما می‌تواند چنین چیزی باشد:
«تام هولمن ۱۷ ساله، با قدی حدود یک متر و ۸۰ سانتی متر، وزن ۷۰ کیلو، چشم‌های قهوه‌ای تیره، موهای مجعد سیاه و یک خال کوچک زیر چشم چپ»

این آگهی می‌تواند به پلیس یا مردم عادی در پیدا کردن تام کمک کند، اما هیچ نشانه‌ای از حالات و عواطف او ارائه نمی‌دهد. تام سرد است یا صمیمی؟ بخشنده است یا بخیل؟ خجالتی است یا جسور؟

آیا از این آگهی می‌توان فهمید که شخص توصیف شده هوشیار و زیرک است یا سر به هوا و حواس پرت؟ این‌ها توصیفاتی است که نویسنده داستان یا هر اثر تخیلی دیگر برای خلق شخصیت به آن‌ها نیاز دارد اما توصیف ظاهر گام ابتدایی نویسنده است برای سفر به درون شخصیت و فهم حالات و عواطف او.

به تمرینی که در بالا انجام دادید برگردید و تلاش کنید تا عواطف درونی تام را با توصیف ظاهر او معرفی کنید؛ مثلاً اگر تام صمیمی و خونگرم است درباره‌اش بنویسید:
«هر وقت او را می‌دیدم دهانش نیمه‌باز و چهره‌اش متبسم بود»

یا اگر تام دقیقاً خلق و خویی عکس حالت قبل دارد و بسیار جدی و خشن است بنویسید:
« چشم‌های سیاهش شبیه کاغذ سوخته بود»

اگر تام شلخته و بی‌نظم است بنویسید:
«یونیفرم و شلوارش پ‍ژمرده و رنگ پریده بود و جوراب سبز رنگش از سوراخ کفشش نمایان بود.»

اگر از تیپ آدم‌های عصبی است بنویسید:
«وقتی همکلاسی‌هایش گرم بازی بودند گوشه‌ای ایستاده بود و انگشتانش را محکم گاز می‌گرفت»

این‌ها نمونه‌ای از مهارت‌های عملی در توصیف عواطف از طریق توصیف جزئیات ظاهری بود که به شما عرضه گردید. فقط این نکته را همواره به خاطر داشته باشید که توصیف جزئیات برای عکس گرفتن از چهرهٔ شخصیت نیست بلکه طریقی است برای معرفی دنیای درونی شخصیت برای پیشبرد داستان و معرفی شخصیت به خواننده.