فیروزه

 
 

داستان ژرژ ملی‌یس

اجداد شعبده‌باز من به اجداد غیر شعبده باز شما سلام می‌رسانند و می‌گویند اگر به خاطر ما نبود شما تا به حال حوصله‌تان از زندگی‌های تکراری‌تان  سر رفته بود و حتماً کلک خود را کنده بودید و کار به اینجاها که الان نوه‌هایتان ایستاده‌اند نمی‌رسید. هرگز. در ضمن اجداد شعبده‌باز من از اجداد غیر شعبده‌باز شما می‌خواهند که هر چه سریع‌تر بدهی‌ای را که به ما داشتید، پرداخت کنید. این که نمی‌شود بیایید نمایش ببینید و بعد بروید. باید پولش را بدهید. شما ماجراجویان، کاشفان سرزمین‌های افسانه‌ای، شما شعبده بازانی هستید که حتی لازم نیست برای این کار از روی صندلی‌هایتان بلند شوید. کارهایتان را ما برایتان انجام می‌دهیم و تنها چیزی که لازم است همان چند سکه‌ای است که ته جیب شما مانده. همین.

فیلم‌های زیادی تولید می‌شوند که با اشاره‌هایی به دوران ابتدایی سینما پیوند عمیقی بین شعبده‌بازی و کار سیرک و فیلم‌سازی برقرار می‌کنند. در واقع کارگردانی مثل فلینی سیرک را نمایش زندگی می‌داند و به عنوان یک عنصر مهم و یک استعارهٔ معنادار مدام آن را در فیلم‌هایش تکرار می‌کند. از طرفی فیلم‌هایی مانند شعبده‌باز، پرستیژ و یا همین فیلم هوگو، شعبده‌بازی را ابتدای کار سینما می‌دانند و مقصد را نشان دادن زندگی در زیر استعاره و لفاف نمی‌دانند بلکه مقصود از فیلم‌سازی را فرار از دنیای واقعی می‌دانند. فرار از محدودیت‌ها و فائق آمدن بر مشکلات روزمره که تحمل آن‌ها به هیچ وجه کار آسانی نیست. اگر بخواهیم این تفکیک نگاه را معتبر بدانیم و آن را تعمیم بدهیم به کل جریان سینما می‌توانیم سینما را به دو جناح سنتی آمریکایی، اروپایی تقسیم کنیم. فیلم‌هایی که رؤیاسازی می‌کنند و فیلم‌هایی که رویاسازی نمی‌کنند.

فیلم هوگو دربارهٔ کارخانه رؤیاسازی است و یکی از اولین کارخانه‌های رؤیاسازی را به ما نشان می‌دهد که به دست ژرژ ملی‌یس ساخته شد و به واقع او که شعبده‌بازی بسیار موفق بود توانست راه خود را در سینما پی بگیرد و باز به جنگ واقعیت‌ها و قوانین فیزیکی برود. نوآوری او در ساخت دوربینش که به مراتب از دوربین برادران لومیر بهتر بود و همین‌طور درک بسیار اتفاقی او از امکان تردستی در فیلم‌ها او را به یکی از مبدع‌ترین و خلاق‌ترین فیلمسازان بدل کرد. در کتاب‌های تاریخ سینما دربارهٔ اینکه ملی‌یس چگونه تکنیک منحصر به فرد خود را کشف کرده داستان جالبی نوشته شده است. می‌گویند او روزی در حال فیلم‌برداری در خیابان بوده که با نزدیک شدن یک تراموا مجبور می‌شود فیلم‌برداری را قطع کند و دوربینش را کنار ببرد. بعد از عبور قطار او دوباره دوربینش را سر جای اولش می‌گذارد و شروع به فیلم‌برداری می‌کند. فیلم ضبط شده حرکت تراموا را به سمت دوربین نشان می‌دهد و بعد ناگهان تراموا محو می‌شود و به جای آن یک خودرو ظاهر می‌شود. در واقع او متوجه می شود که با قطع فیلم‌برداری و تغییر بعضی از عناصر و دوباره از سر گرفتن فیلم‌برداری می‌تواند توهم تغییراتی آنی را در ذهن مخاطب ایجاد کند. او یک شعبده‌باز بود و تنها یک شعبده باز است که می‌تواند شگفتی چنین چیزی را درک کند و از آن در حقه‌های خود استفاده کند.

Hugo (۲۰۱۱) Directed by Martin Scorsese