فیروزه

 
 

خاطرات زیر سنگ

شاید تا به حال بارها به دنبال فرصتی بوده‌ایم تا در یک مکان خلوت و دنج و به دور از هیاهو، محدودهٔ زندگی شهری را ترک کرده و به چیزهایی بیندیشیم که به طور عادی کمتر سراغشان را گرفته‌ایم. مثل یادآوری یک تصمیم، یک حالت خاص معنوی، یک موفقیت و یا هر چیز دیگر که سال‌هاست از ذهنمان دور مانده است و زنده شدنش حسی غریب را در آدمی به وجود می‌آورد.

گاهی این امر موجب رهایی از دایره تکرار و فرار از یکنواخت بودن مسیر زندگی شده که به ایجاد انگیزه‌های تصمیم‌ساز در زندگی می‌انجامد.

آرون در «۱۲۷ ساعت» کیلومترها از شهر فاصله گرفته و بر اثر یک اتفاق فرصت تأمل و اندیشیدن را می‌یابد تا راه گم کرده‌اش را پیدا کند. دستش زیر قطعه سنگی گرفتار شده که قرن‌ها منتظرش بوده، چون قرار است او موقعیت‌ها و امکاناتش را دریابد، فکر کند و برای استفاده از آن‌ها برنامه‌ای داشته باشد

به نظرم عنصر مهم در «۱۲۷ ساعت» دوربین است، که نماد تمدن مدرن امروزی است که با ضبط تصاویر و یادآوری خاطرات، واقعیت از یاد رفته هر انسان را گوشزد می‌کند. دوربین در این فیلم شخصیت دارد و بستر خیلی از اتفاقات مهم در فیلمنامه می‌شود. تصویر خواهر آرون در حال نواختن پیانو، آب تنی با مگان و کریستی، فریاد برای درخواست کمک، صحبت با پدر و مادرش، بازسازی یک برنامه تلویزیونی و … سیمون بیوفوی در لباس فیلمنامه‌نویس برای شناساندن شخصیت آرون و شکل‌گیری رویدادها، بارها از ابزار کوچک استفاده‌های بزرگ برده است که حیات هر یک به حیات داستان گره خورده است. همان‌طور که آرون باید با یک چاقوی کند، سنگی هشتصد پوندی را بتراشد، بیوفوی هم باید با یک قهرمان دربند سنگ، فیلمنامه‌ای با پرده‌های مشخص، جذاب و پرهیجان خلق کند.

 127 Hours (۲۰۱۰) Directed by Danny Boyle