فیروزه

 
 

نمایشگاه در اوین

شبستان اصلی، راهرو ۱۲، سلول انفرادی ۸
یک شباهتی که آدم‌های فرهنگی با آدم‌های سیاسی دارند این است که هردو فریق دوست دارند وارد مقوله روبه‌رویی شوند. یعنی آدم‌های سیاسی دوست دارند در مقولهٔ فرهنگ ورود کنند و آدم‌های فرهنگی دوست دارند در مقولهٔ سیاست داخل شوند. از آن‌طرف، یک فرقی که آدم‌های سیاسی با آدم‌های فرهنگی دارند، این است که آدم‌های سیاسی وقتی وارد مقولهٔ فرهنگ می‌شوند، دست به طلا بزنند تبدیل به بوق می‌شود. مثلاً […] و […] و […]. اما آدم‌های فرهنگی وقتی به مقوله سیاست ورود می‌کنند، دست به بوق‌ می‌زنند از تویش طلا در می‌آید. مثلاً آقای حداد عادل. ایشان از آنجا که یک عنصر فرهنگی است که وارد سیاست شده، حرف‌های حساب می‌زند. از قبیل آنکه گفته زندان اوین مکان خوبی است برای آنکه تبدیل به نمایشگاه کتاب بشود. ایشان لااقل دو دلیل هم برای مناسب بودن این تبدیل برشمرده‌اند. اول آنکه زندان اوین پارکینگ خوبی دارد، و دوم این‌که وسعت زندان اوین برای تبدیل شدن به نمایشگاه فاز می‌دهد. در مورد دلیل دوم، باید بگوییم واقعاً توقع نداشتیم ایشان این‌طور با بوق‌ها هم‌صدا شود و زندانی که را کلاً پنجاه شصت‌تا زندانی چکی و مهریه‌ای و مواد مخدری دارد، آن‌قدر وسیع جلوه دهد که جان بدهد برای نمایشگاه شدن. در مورد دلیل اول هم حرفی نباید بگوییم.

حالا فرض می‌کنیم الان مثلاً دو سال یا هفت سال بعد است و ندامتگاه دائمی اوین به محل دائمی نمایشگاه کتاب تهران تبدیل شده است. تخیل می‌کنیم ببینیم ناشران محترم مختلف در کجای زندان جا گیرشان می‌آید که غرفه علم کنند:
حیاط هواخوری :: محل استقرار ناشران دولتی، نورچشمی و سایر بستگان و آشنایان

بند عمومی :: محل استقرار ناشرانی که کارنامه شایسته‌ای دارند

راهرو :: محل استقرار ناشران خارجی

سلول‌های انفرادی :: محل استقرار ناشران خصوصی

اتاق ملاقات :: محل استقرار ناشران کودک

زیر هشت تا زیر ده :: محل جلوس ناشران خارجی

شکنجه‌گاه (بر فرض محال) :: سرای اهل قلم

دفتر رئیس زندان به اضافه اتاق مهمانان :: محل انتشارات سوره مهر

کتاب‌های بد
ما در جهان دو نوع کتاب داریم: کتاب خوب و کتاب بد. البته برخی از فلاسفه وجودی شقوق دیگری را نیز در انواع کتاب ابراز داشته‌اند. مثل کتاب بی‌خاصیت، کتاب شعر، کتاب قطور، کتاب هیجان‌انگیز و کتاب افستی. اما قول حق آن است که ما در جهان دو نوع کتاب داریم: کتاب خوب و کتاب بد.

در خبرها آمده بود که امسال هم مثل سال گذشته، تعدادی کتاب از نمایشگاه جمع شده‌اند. بدیهی است که این کتاب‌ها کتاب‌های بد بوده‌اند. وگرنه مسئولان نمایشگاه مرض که ندارند کتاب‌های خوب را جمع کنند. اساساً نمایشگاه برای این راه‌اندازی شده که مردم بیایند کتاب‌های خوب را ببیند و آن‌ها را با استفاده از بن‌های ارشاد و بن‌کارت‌های ارشاد و کارت‌های هدیه سایر ارگان‌ها و دست آخر اگر چیزی نبود از جیب خودشان بخرند. آن‌وقت آن‌ها بیایند کتاب‌های خوب را جمع کنند ببرند؟ محال ممکن است.

حالا اگر کسی پرسید به این کتاب‌های بد کی مجوز انتشار داده، نباید محلش گذاشت و باید با پشت دست کوبید توی دهانش.

لذا برای تمدد اعصاب، به فهرست بخشی از کتاب‌های جمع‌شده از نمایشگاه توجه می‌کنیم:
– نبوغ هیتلر [کتابی که هیتلر را نابغه جلوه بدهد باید هم جمع شود. هیتلر یک جریان انحرافی بیش نبوده است]

– راهنمای کاربردی ری‌کی [من نمی‌دانم این ری‌کی چیست، اما هرچی هست نباید چیز معقولی باشد. اسمش که به چیزهای بی‌ناموسی می‌خورد]

– گروه محکومین [باز اگر گروه متهمین بود یک چیزی. اما وقتی اتهامشان ثابت شده و محکوم شده‌اند، برای چی باید درباره‌شان کتاب نوشت؟]

– فواید گیاه درمانی [تبلیغ گیاهان نامناسب]

– اسرار زیبایی پوست [جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد]

– نامه‌هایی از زندان به دخترم [ر.ک. مورد گروه محکومین. ضمن آنکه اصلاً برای چی زندان رفته؟ یا به فتنه مربوط است یا به جریان انحرافی که از آن هم بدتر است]

– دایرةالمعارف طالع‌بینی [شک نکنید اگر جمعش نمی‌کردند پس‌فردا دایره‌المعارف جن‌گیری را هم می‌دادند بازار]

– لعبت [نه پس چی خیال کرده‌اند؟ داستان بنویسند درباره لعبت مردم، جمع هم نشود؟!]

– انرژی درمانی عملی [نویسنده عملی بوده]

– هاله نورانی […]

– آموزش زیبایی موهای زنانه [عکس داشته]

– آخرین عشق [باید از اولی شروع می‌کرد]

– تقویم هنرپیشه [لابد با عکس آنجلینا جولی و کاترین زتاجونز و مونیکا بلوچی دیگر]

– سهراب و فروغ [تبلیغ و ترویج بی‌ناموسی در ادبیات. شاکی خصوصی هم داشته: ابراهیم گلستان]

و …

**

محکومیت عدالت در محکمه مصلحت
در خبرها بود که دیوان عدالت اداری در پی شکایت یک ناشر از وزارت ارشاد، این وزارتخانه را محکوم کرده و حق را به ناشر داده بود. به نیابت از وزارت ارشاد، ضمن اعتراض به این حرکت بی‌تدبیرانه دیوان عدالت اداری، از این دیوان محترم تقاضامندیم ضمن ابطال رأی صادره، من‌بعد از این احکام صادر نکنند و دولتی را از نگرانی برهانند. جلوی انحراف را از ابتدا باید گرفت. اگر قرار باشد هر ناشر و نویسنده و هنرمندی که در اثر سیاست‌ها و تصمیمات وزارت ارشاد متضرر شده است، این حق را به خود بدهد که از این وزارت‌خانه شکایت کند، می‌دانید چه صف طویلی ایجاد می‌شود که یک سرش در بهارستان باشد و سر دیگرش در خیابان بهشت؟ اصلاً وزارت ارشاد به کنار. آیا خود دیوان عدالت اداری آن‌قدر قاضی و حاکم دارد که جوابگوی سیل شکایات باشد؟ پس نکنید لطفاً. خواهش می‌کنم.



comment feed ۹ پاسخ به ”نمایشگاه در اوین“

  1. عرفانی

    سلام آقای مهدی نژاد
    محل انتشارات سوره مهر را خیلی خوب فرمودید…

  2. ناصر

    امسال این دفتر رئیس زندان و اتاق مهمانان را دیدید؟ وسط آن گرما و مردمی که توی هم می‌لولیدند، یک عده انگار نشسته‌ بودند توی کافی‌شاپ و از پشت شیشه‌های سکوریت! ملت را تماشا می‌کردند.

  3. سینا

    حالا البته همین آقای مهدی‌نژاد هم اون تو نشسته بود. خودم دیدم.

  4. امید مهدی‌نژاد

    بله بله، من هم نشسته بودم اون‌تو. البته خیلی مالی نبود. به لحاظ آب و هوا بهتر از اونجا خیلی بود. منظورم من بیشتر همون جداسازیه و برجسته‌سازیه بود و اینا. جسارت می‌شه.

  5. admin

    مطالبتون داره روز به روز ضعیفتر میشه

  6. محمدرضا موذن زاده

    من هم خودم خانم عرفانی را دیدم آن تو نشسته بودند. تازه خودم هم رفتم نشستم یک لیوان آب پرتقال تگری خوردم سر کیف آمدم. جایتان خالی…
    آقای مهدی نژاد مطلب قشنگی بود. چرا به ذهن من نرسید بنویسم (اوج اعتماد به نفس)

  7. منِ مخاطب

    این طنز بود؟!!
    یا مفهوم طنز عوض شده و من بی خبرم
    یا نویسنده توهم دارد که طنزنویس است

  8. علیرضاآرام

    هم از آقای مهدی نژاد و هم از دوستانی که این مطلب رو پسندیدند پوزش می طلبم! اصلا نمی خوام کام شما رو تلخ کنم، ولی از وقتی این نوشته رو خوندم با این سوال درگیر شدم که: فکر نمی کنید داریم همون مسیر ده نمکی رو می ریم؟ این که خودمون رو مسخره کنیم و طوری هم مسخره کنیم که طرف مقابل بگه بابا این ها چه چیزا درباره خودشون می گن! این خودزنی نیست؟

  9. مرتضی الف

    قحط الرجال که نیامده
    وقتی این آقا نمی تواند طنز بنویسد و به روزمرگی رسیده
    زور که نیست
    بدهید دیگران بنویسند
    سطح کیفیتی سایت خوبی مثل فیروزه را فدای اشخاص و نامها نکنید